• دانلود مداحی رحلت پیامبر مطیعی

      متن مداحی رحلت پیامبر مطیعی

      متن مداحی + پخش آنلاين + لينك مستقيم

       

      دانلود مداحی رحلت پیامبر مطیعی

       
      دانلود مداحی رحلت پیامبر از حاج میثم مطیعی (مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم / داره کم کم رو تموم شهر، غبار غم میشینه / شهر احمد، کجاست احمدِ تو و مدینه دلتنگم برای پیغمبر ) با كيفيت بالا تقديم به هموطنان عزيز .  بارادموزيك

      شاعر: میلاد عرفان پور ، شاعر: محمد مهدی سیار ،شاعر: استاد حاج غلامرضا سازگار

       

      متن مداحی مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم:

      مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم

      مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم
      مدینه ای حسرت و غربت، ای قبله گاه عالم

      تو شهر دلتنگی زهرا، به سوگ مصطفایی
      تو در داغ دوری زهرا، انیس مرتضایی
      عزادار بی قراری بر، مزار مجتبایی
      آی
      مدینه بگو راز پنهان را
      مپوشان ز ما آتش جان را
      بپا کن ز نو بیت الحزان را
      آي
      تو و صادق و باقر و سجاد
      تو و مجتبا … خلوتت خوش باد
      مرا می دهد غربتت بر باد
      (مدینه ای شهر پیغمبر)
      بقیعم من تربت عشقم، همزاد کربلایم
      بیا و از این همه غربت، روضه بخوان برایم

      منم آنکه از مصیبت ها، همیشه رفته از هوش
      مزار خوبان عالم را، گرفته ام در آغوش
      سراپا صبر و سکوت است و این، حماسه های خاموش
      آی
      نه خاکم که من آسمان هستم
      که با عرشیان همزبان هستم
      زیارتگه عاشقان هستم
      آی
      چراغانی از اشک و آهم من
      شبستان خورشید و ماهم من
      اگر بی پناهی پناهم من
      (بقیعم خاک غریبم من)

       

      متن مداحی داره کم کم رو تموم شهر، غبار غم میشینه:

      داره کم کم رو تموم شهر، غبار غم میشینه
      نداره لطف و صفا دیگه، بدون تو مدینه

      نگاه زهرا پر از اشکه، تو لحظه های آخر
      چه غربتی سهم ما میشه، تو شهر بی پیمبر
      تویی تنها دلخوشی ما، پشت و پناه حیدر
      آه
      به فکر دل دخترت هم باش
      تمومی نداره غم و اشکاش
      می بُردی منو با خودت ای کاش
      آه
      خدا میدونه بعد تو بابا
      چه غمهایی میشه نصیب ما
      می مونه علی یکه و تنها
      (خداحافظ ای پدر جانم)

      تو بارون گریه های من، بار سفر رو بستی
      میون اشک و دعای من، بار سفر رو بستی

      چقد بابا سخت و سنگینه، ماتم بی تو بودن
      مصیبتی که اگه میشد، نصیب روز روشن
      شبیه شب میشد از غصه، ای صبح روشن من
      آه
      من و غربت و داغ تنهایی
      من و حسرت و ناشکیبایی
      رسیده به این دل چه غمهایی
      آه
      بهار دل من خداحافظ
      قرار دل من خداحافظ
      نگار دل من خداحافظ
      (خداحافظ ای پدر جانم)

       

      متن مداحی شهر احمد، کجاست احمدِ تو:

      ای بهشت مدینه شهر رسول
      باغ سر سبز لاله های بتول
      تو بهشتی ولی بهارت کو
      ای قرار همه قرارت کو
      شِکوه بر درگه خدا داری
      ناله وامحمّدا داری
      شهر احمد، کجاست احمدِ تو
      از چه خاموش شد محمّد تو
      آسمان ها همه خراب شوید
      کوه ها در شراره آب شوید
      ناله ها آه از جگر خیزید
      اختران بر زمین فرو ریزید
      لحظه ها محشری عظیم شدید
      امّت مصطفی یتیم شدید
      ای جهانِ وجود، هستت رفت
      خاتم الانبیا زدستت رفت
      گرد غم بر فلک نشست، نشست
      پشت شیر خدا شکست، شکست
      گرد غربت مدینه را به سر است
      از مدینه علی غریب تر است
      او که بار بلای امّت برد
      او که پا بر نجات خلق فشرد
      جگرش را زطعنه چنگ زدند
      به جبینش زکینه سنگ زدند
      بارها امّت ستم گستر
      بر سرش ریختند خاکستر
      بر قدم هاش خار افشاندند
      کاذبش گفته ساحرش خواندند
      چون پدر با عدو تکلّم کرد
      با لب غرق خون تبسّم کرد
      بارها جان خویش داد زدست
      تا که گردد بشر خدای پرست
      وقت رفتن نخواست از امّت
      اجر، الاّ مودّت عترت
      روح پاکش زتن چو گشت رها
      باز گردید دست توطئه ها
      بود روی زمین جنازه ی او
      که شکستند عهد تازه ی او
      منکر آیه ی شریفه ی شدند
      بانی فتنه ی سقیفه شدند
      از جحیم سقیفه خصم شریر
      آتش افروخت در بهشت غدیر
      چیره شد دست ظلم بر مظلوم
      غصب شد حق چهاره معصوم
      تا به جای صمد صنم شد نصب
      گشت حق کتاب و عترت غصب
      گر چه در نظم، قدرتم دادند
      چه کنم حکم وحدتم دادند
      ورنه پیوسته می زدم فریاد
      که کجا فاطمه زپا افتاد
      روز غصب خلافت علوی
      گشت پامال، حرمت نبوی
      در سقیفه ستم به مولا رفت
      آتش از بیت وحی بالا رفت
      شعله افروختند بر در وحی
      آیه ای شد جدا زکوثر وحی
      زخم شمشیر بر سر حیدر
      گشت اجر رسالت دیگر
      حمله بر حجّت خدا کردند
      فرق او را زهم دو تا کردند
      بعد قتل علی امام حسن
      گشت همچون پدر غریب وطن
      ریخت یک آسمان بلا به سرش
      خون شد از غیر و آشنا جگرش
      زهر کین زد شراره بر دل او
      عاقبت جعده گشت قاتل او
      آسمان بس که خون به جامش ریخت
      جگرش خون شد و زکامش ریخت
      روز تشییع، در برِ یاران
      پیکرش شد زتیر، گلباران
      بارش تیر و جسم یار کجا؟
      یاس زهرا و نیش خار کجا
      تیرها بود کز حجاب کفن
      برد سر در تن امام حسن
      آل هاشم اگر چه خونجگرید
      این خبر را به خواهرش نبرید
      سوز زخم درون بس است بر او
      دیدن طشت خون بس است بر او
      یوسف فاطمه حسین عزیز
      اینقدر اشگ از دو دیده نریز
      مجتبی هم به غربت تو گریست
      هیچ روزی بسان روز تو نیست
      در حسن زخمِ چند چوبه ی تیر
      در تو زخم هزاراها شمشیر
      می کند خصم بعد یارانت
      سنگ باران و تیر بارانت
      ملک هستی محیط غربت تو
      اشگ «میثم» نثار تربت تو

       

       

      مدینه ای شهر پیغمبر، ای شهر غربت و غم

      مداحی داره کم کم رو تموم شهر، غبار غم میشینه

      مداحی شهر احمد، کجاست احمدِ تو

       مدینه دلتنگم برای پیغمبر

    • تاریخ: 2017/11/10 نویسنده: ادمين

    لینک‌های دانلود

    ارسال دیدگاه

    © تمامی حقوق مطالب برای این سایت محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.
    طراحی و کدنویسی: Mehrdod