متن مداحی منتظرتم بابایی نریمانی:

یه پلاک به یه ساک

می بینی که همین دو قلم پیش ما مونده
رفقات اومدن؛
چرا پس باباییم توی سوریه جا مونده
پیش زینب کبری مونده

منتظرتم بابایی، منتظرتم بابایی

قاب عکستو باز؛
جلو روم می زارن یه نیگا به تو میندازم
یه چادر خریدی
توی جشن تولد من شده اندازم
هنو منتطرم بابای نازم، بابای نازم
دفتر نقّاشی هامو بیا ببین
خط خطی اَن بعد تو کُلِّ صفحه هاش
دیگه دل خوشی نداره اونی که
هیچ خبری نداره از تَنِ باباش
نه!نه! بزار یه سایبونی بکشم
که نسوزه تَنِت توی هوای داغ
شده اگه یه ثانیه بابا بیاد
بگیر ازین دخترکت کمی سراغ

منتظرتم بابایی، منتظرتم بابایی

سرِ سفره بازم، جای خالیِ تو داره جونمو میگیره
می بینم غذا رو، توی فکر اینم بابا گشنشه یا سیره
تا نیای، دخترکت می میره
دو تا لقمه کنار، می زارم اومدی بخوریم با هم دیگه
نزار روی دلم، بمونه ردّ غصه و ماتمو غم دیگه
بابایی بیا خستم دیگه
گذشته ها گذشته اینو میدونم
برای جشن تکلیفم میرسی تو
یادش بخیر رو زانوهای تو بودم
گفتی الهی ببینم عروسیتو
مامان میگه رفتی سفر پیشِ خدا
مسافرِ قشنگ من، دیگه بیا
خودت بهم گفتی شبا خطر داره
شب شده تاریکه بابا، دیگه بیا

منتظرتم بابایی، منتظرتم بابایی

درو وا می ذارم، که شاید غروبی تو بیای پیش من خونه
درو وا می ذارم، دمِ در می بینم همه مَردا می رن خونه
دل من واست نگرونه
شبا خواب می بینم بغلم می کنی توی زینبیه بابا
اینو شک نکنی تا ابد دخترتو زینبیه بابا
دخترکت زینبیه بابا
یه نیم نگاه به ما پایینیا بکُن
حالا که تنها رفتی اون بالا بالا
الهی هیچ دختری بی بابا نشه
بی بی رقیه رو می فهمَمِش حالا
تموم دنیا دیگه اینو می دونن
که دخترا اکثرشون بابایی اند
بابا نیاد نمی خوابم لج می کنم
همش پی ناز کردنو لالایی ام

منتظرتم بابایی، منتظرتم بابایی